معرفی نهادهای حقوق بشر در ایران/5
خلأ یک واسطه
گفتوگو با دکتر محسن عبداللهي
مدير گروه صلح «کرسي حقوق بشر، صلح و دموکراسي يونسکو» در ايران
عباس شكوهمند
عباس شكوهمند
ابتدا بفرماييد منظور از مقوله «صلح» در حقوق بين الملل چيست و نظرتان را درباره ضرورت و اهميت توجه به مقوله صلح در ايران بفرماييد.
به مقوله صلح، از دو منظر مي توان نگريست. از منظر اول، صلح به معناي فقدان جنگ بين کشورهاست. به اين معنا که ايده صلح، در عرصه بين المللي با رويکردي امنيتمحور به دنبال به حداقل رساندن خشونت مسلحانه در بين کشور هاست. از اين منظر با توجه به اين که دولت جمهوري اسلامي ايران بعد از انقلاب اسلامي سال 57، قرباني حمله مسلحانه يعني تجاوز کشور عراق شد، همچنين از سوي برخي از قدرت هاي بزرگ به طور موردي مورد حمله قرار گرفت، مثل حمله دولت ايالات متحده آمريکا به سکوهاي نفتي ايران و حمله اين کشور به برخي از ناوهاي جنگي ايران در خلال جنگ ايران و عراق، بنابراين چون دولت جمهوري اسلامي ايران، با مقوله درگيري هاي مسلحانه درگير بوده، طبيعي است که مطالعات صلح از اين نظر، محل توجه و ضرورت است.
خوشبختانه اين رويکرد، يعني رويکرد امنيتي نسبت به صلح از پشتوانه و پيشينه قوي در ايران و هم در مطالعات سازمان ملل متحد، و هم در سطح بين المللي برخوردار است. اما رويکرد دوم که بيشتر مدنظر کرسي حقوق بشر، صلح و دموکراسي در ايران و طبعاً گروه صلح اين کرسي است، بيشتر نگاه مثبت يا رويکرد Positive به مقوله صلح است. به اين معنا که ايده اصلي در اينجا تلاش براي از ميان بردن زمينه هاي بروز خشونت در بين جوامع و در درون جوامع است. به اين معنا که نگاه ما در اينجا نه تنها جلوگيري از توليد خشونت در بين دولت هاست، بلکه ايجاد فضايي است که حتي خشونت ها نتوانند در داخل يک دولت پديدار شوند يا اگر پديدار شدند، به طور مسالمت آميز حل و فصل پيدا کنند.
اگر بخواهم مساله را دقيقتر بگويم. منظورم بيشتر اشاره به تحقق برخي از حقوق انساني است که در فقدان آن ها خشونت رشد مي کند. براي مثال، نظر شما را به تبعيض يا خشونت عليه اقليت ها، زنان و گروه هاي مورد حمايت جلب مي کنم. طبيعي است در جامعه اي که عدالت وجود نداشته باشد، آن جامعه آبستن خشونت هاي بعدي خواهد شد و صلح در آن جامعه به خطر خواهد افتاد. در اين رويکرد، صلح به معناي ايجاد و حفظ رابطه نهادين در بين اعضاي جامعه و گروه ها و اقوام در آن جامعه محسوب مي شود. از اين نظر، هدف گروه صلح، ايجاد ديالوگي مستمر و پايدار در بين افراد جامعه و گروه هاي هدف است. ما بيشتر تلاشمان منعکس بر اين است و در اين راستا، گام هايي را برداشتهايم، اما در ابتداي راه هستيم.
از اين دو نظر، من مطالعه صلح را نه تنها لازم مي دانم، بلکه ضرورتي اجتناب ناپذير در جامعه خودمان مي دانم. اگر يک نگاهي به آمارهايي که اخيراً و حتي مدتهاست که در صفحه حوادث مطبوعات منعکس مي شود، بيندازيد، متوجه مي شويد که جامعه ما آبستن خشونت هاي بسيار سازمان يافته اي است که شايد مطالعات صلح و ترويج آن بين مردم بتواند در کنترل و مديريت اين تعارض ها و خشونت ها نقش مثبتي بازي کند.
نقش سازمان هاي مردم نهادِ (ان جي اوها) در روند تحقق صلح و حقوق بشر تا چه ميزان مؤثر است؟
معناي مثبت صلح، از رهگذر تحقق و تضمين حقوق انساني و حقوق بشري است که در جامعه محقق مي شود. از اين رو، نقش ان جي اوها و سازمان هاي مردمنهاد، در ترويج حقوق بشر و نسبت به اجراي آن، بسيار تعيين کننده است. به عبارت ديگر، نگاه ما به سازمان هاي غيردولتي در اين منظومه، خلأئي است که در دموکراسي هاي غيرمستقيم اتفاق مي افتد. به عبارت ديگر، در دموکراسي هاي غيرمستقيم، بين مردم و هيأت حاکمه به واسطه غيرمستقيم بودن رابطه، خلأ قابل توجهي در نقش مردم در اداره جامعه به وجود مي آيد. اعتقاد بنده اين است که سازمان هاي غيردولتي مي توانند اين خلأ را پر کنند، يعني مردم در اداره جامعه مشارکت خود را از اين طريق بهتر ميتوانند اعلام کنند.
چرا تعداد ان جي اوهاي فعال در زمينه حقوق بشر و صلح در جامعه ما کم هستند؟ در حالي که در برخي از کشورهاي بسيار کوچک، با تعداد زيادي از اين سازمانها روبهرو هستيم.
فرهنگ مشارکت عمومي در حال حاضر، از رهگذرِ همين سازمان هاي مدني و مردمنهاد در جامعه تبيين مي شود. فکر مي کنم که بخشي از فرهنگ صلح و نفي خشونت، اساساً ارتباطي به مقوله حاکميت ندارد. به عبارت ديگر، اگر چه سازمان هاي غيردولتي در حوزه هاي حاکميتي حقوق بشر، دغدغه ها و نگراني هايي دارند، اما با انجام برخي از فعاليت هاي سازمان هاي دوستدار صلح يا سازمان هاي غيردولتي که کارشان را ترويج فرهنگ صلح مي دانند، اين دغدغه به حداقل مي رسد. به عبارت ديگر، ترويج فرهنگ صلح، مدارا، دوستي و محبت بين مردم و از آن طرف توسعه تکنيکهاي فيصله اختلافات، صرفنظر از اين که به دستگاه قضايي ارجاع پيدا کند يا نه، مي تواند از رهگذر سازمان هاي غيردولتي محقق شود.
دليل اين که تعداد سازمان هاي مردم نهاد در حوزه حقوق بشر و صلح، در ايران کم هستند، چيست؟
همانطور که در اول عرايضم اشاره کردم، در ايران، مفهوم صلح بيشتر منعطف به رويکرد منفي صلح است. يعني سازمان هايي که به دنبال مطالعه صلح بين دولت ها هستند، بيشتر رشد کرده اند. در حالي که نگاه مثبت به صلح، به نظر من به اندازه حوزه هاي ديگر حقوق بين الملل، مورد توجه مردم و نهادهاي غيردولتي نبوده اند. به عبارت ديگر مي خواهم اين ادعا را بکنم که فرهنگ مطالعه صلح، از نظر مثبت، در جامعه ما بحث تازهاي محسوب مي شود و کمتر مورد توجه محافل آکادميک، مردم و علماي حقوق و ديگر دانشمندان و انديشمندان قرار گرفته است. شايد از اين منظر، گروه صلح به دنبال توليد ادبيات حقوقي و ادبياتي که بتواند اين مطالعات را در جامعه به همه بشناساند و تبديل به يک خواسته عمومي کند، است. در واقع هدف گروه صلح، همين بوده و به دنبال چنين وضعيتي است.
با توجه به اين که شما رياست گروه صلح «کرسي حقوق بشر، صلح و دموکراسي يونسکو» را در ايران بر عهده داريد، بفرماييد که برنامه ها و فعاليت هاي گروه صلح در چه حوزه هايي است؟
ما در گروه صلح، سه کميته يا زيرگروه ايجاد کرده ايم که هر کدام از اين زيرگروه ها به دنبال تحقق برخي از اهدافي است که به طور بلندمدت تعريف کرده ايم. کميته يا زيرگروه اول، کميته صلح و حقوق بشر است که محوريترين نهاد گروه صلح محسوب مي شود. چرا که همان طور که عرض کردم رويکرد ما بيشتر رويکرد مثبت به صلح است. کميته دوم، کميته صلح و حقوق بشردوستانه است. اين کميته بيشتر ناظر به حقوق بشردوستانه بينالمللي و سهم اين حقوق در کاهش منازعات دروني و بين المللي است. و در نهايت، موضوعي که به نظرم جالب است ولي قبلاً توسط سازمان هاي غيردولتي مورد توجه بوده، صلح و حقوق محيط زيست است. کميته سوم ما، کميته صلح و محيط زيست است. هر کدام از اين سه زيرگروه، برنامه هايي را طراحي و اجرا مي کنند.
آنچه در دستور کار ما در هر سه گروه قرار گرفته است، نظر به فقر ادبيات موجود در حوزه مطالعات صلح، بيشتر توليد ادبيات لازم در اين زمينه است. به همين دليل، تمام تلاش اين سه گروه اين است که حسب تخصص خودشان، اقدام به ترجمه کتاب ها يا انجام پژوهشهايي براي تبيين مفهوم صلح و نقش آن در مديريت تعارض ها در جامعه خودمان و همچنين تعارضهاي موجود بين جامعه ايران با جوامع ديگر است. درست به همين دليل، ما چندين کتاب را در دست تأليف و ترجمه داريم. همچنين سخنراني هايي را به طور دوره اي برگزار مي کنيم و هدف ما بيشتر در اين زمينه، آشنايي و توليد ادبيات صلح در کشور است.
منبع: هفته نامه آسمان/ شماره 97/ شنبه 26 آذر 90/ ص 52
به مقوله صلح، از دو منظر مي توان نگريست. از منظر اول، صلح به معناي فقدان جنگ بين کشورهاست. به اين معنا که ايده صلح، در عرصه بين المللي با رويکردي امنيتمحور به دنبال به حداقل رساندن خشونت مسلحانه در بين کشور هاست. از اين منظر با توجه به اين که دولت جمهوري اسلامي ايران بعد از انقلاب اسلامي سال 57، قرباني حمله مسلحانه يعني تجاوز کشور عراق شد، همچنين از سوي برخي از قدرت هاي بزرگ به طور موردي مورد حمله قرار گرفت، مثل حمله دولت ايالات متحده آمريکا به سکوهاي نفتي ايران و حمله اين کشور به برخي از ناوهاي جنگي ايران در خلال جنگ ايران و عراق، بنابراين چون دولت جمهوري اسلامي ايران، با مقوله درگيري هاي مسلحانه درگير بوده، طبيعي است که مطالعات صلح از اين نظر، محل توجه و ضرورت است.
خوشبختانه اين رويکرد، يعني رويکرد امنيتي نسبت به صلح از پشتوانه و پيشينه قوي در ايران و هم در مطالعات سازمان ملل متحد، و هم در سطح بين المللي برخوردار است. اما رويکرد دوم که بيشتر مدنظر کرسي حقوق بشر، صلح و دموکراسي در ايران و طبعاً گروه صلح اين کرسي است، بيشتر نگاه مثبت يا رويکرد Positive به مقوله صلح است. به اين معنا که ايده اصلي در اينجا تلاش براي از ميان بردن زمينه هاي بروز خشونت در بين جوامع و در درون جوامع است. به اين معنا که نگاه ما در اينجا نه تنها جلوگيري از توليد خشونت در بين دولت هاست، بلکه ايجاد فضايي است که حتي خشونت ها نتوانند در داخل يک دولت پديدار شوند يا اگر پديدار شدند، به طور مسالمت آميز حل و فصل پيدا کنند.
اگر بخواهم مساله را دقيقتر بگويم. منظورم بيشتر اشاره به تحقق برخي از حقوق انساني است که در فقدان آن ها خشونت رشد مي کند. براي مثال، نظر شما را به تبعيض يا خشونت عليه اقليت ها، زنان و گروه هاي مورد حمايت جلب مي کنم. طبيعي است در جامعه اي که عدالت وجود نداشته باشد، آن جامعه آبستن خشونت هاي بعدي خواهد شد و صلح در آن جامعه به خطر خواهد افتاد. در اين رويکرد، صلح به معناي ايجاد و حفظ رابطه نهادين در بين اعضاي جامعه و گروه ها و اقوام در آن جامعه محسوب مي شود. از اين نظر، هدف گروه صلح، ايجاد ديالوگي مستمر و پايدار در بين افراد جامعه و گروه هاي هدف است. ما بيشتر تلاشمان منعکس بر اين است و در اين راستا، گام هايي را برداشتهايم، اما در ابتداي راه هستيم.
از اين دو نظر، من مطالعه صلح را نه تنها لازم مي دانم، بلکه ضرورتي اجتناب ناپذير در جامعه خودمان مي دانم. اگر يک نگاهي به آمارهايي که اخيراً و حتي مدتهاست که در صفحه حوادث مطبوعات منعکس مي شود، بيندازيد، متوجه مي شويد که جامعه ما آبستن خشونت هاي بسيار سازمان يافته اي است که شايد مطالعات صلح و ترويج آن بين مردم بتواند در کنترل و مديريت اين تعارض ها و خشونت ها نقش مثبتي بازي کند.
نقش سازمان هاي مردم نهادِ (ان جي اوها) در روند تحقق صلح و حقوق بشر تا چه ميزان مؤثر است؟
معناي مثبت صلح، از رهگذر تحقق و تضمين حقوق انساني و حقوق بشري است که در جامعه محقق مي شود. از اين رو، نقش ان جي اوها و سازمان هاي مردمنهاد، در ترويج حقوق بشر و نسبت به اجراي آن، بسيار تعيين کننده است. به عبارت ديگر، نگاه ما به سازمان هاي غيردولتي در اين منظومه، خلأئي است که در دموکراسي هاي غيرمستقيم اتفاق مي افتد. به عبارت ديگر، در دموکراسي هاي غيرمستقيم، بين مردم و هيأت حاکمه به واسطه غيرمستقيم بودن رابطه، خلأ قابل توجهي در نقش مردم در اداره جامعه به وجود مي آيد. اعتقاد بنده اين است که سازمان هاي غيردولتي مي توانند اين خلأ را پر کنند، يعني مردم در اداره جامعه مشارکت خود را از اين طريق بهتر ميتوانند اعلام کنند.
چرا تعداد ان جي اوهاي فعال در زمينه حقوق بشر و صلح در جامعه ما کم هستند؟ در حالي که در برخي از کشورهاي بسيار کوچک، با تعداد زيادي از اين سازمانها روبهرو هستيم.
فرهنگ مشارکت عمومي در حال حاضر، از رهگذرِ همين سازمان هاي مدني و مردمنهاد در جامعه تبيين مي شود. فکر مي کنم که بخشي از فرهنگ صلح و نفي خشونت، اساساً ارتباطي به مقوله حاکميت ندارد. به عبارت ديگر، اگر چه سازمان هاي غيردولتي در حوزه هاي حاکميتي حقوق بشر، دغدغه ها و نگراني هايي دارند، اما با انجام برخي از فعاليت هاي سازمان هاي دوستدار صلح يا سازمان هاي غيردولتي که کارشان را ترويج فرهنگ صلح مي دانند، اين دغدغه به حداقل مي رسد. به عبارت ديگر، ترويج فرهنگ صلح، مدارا، دوستي و محبت بين مردم و از آن طرف توسعه تکنيکهاي فيصله اختلافات، صرفنظر از اين که به دستگاه قضايي ارجاع پيدا کند يا نه، مي تواند از رهگذر سازمان هاي غيردولتي محقق شود.
دليل اين که تعداد سازمان هاي مردم نهاد در حوزه حقوق بشر و صلح، در ايران کم هستند، چيست؟
همانطور که در اول عرايضم اشاره کردم، در ايران، مفهوم صلح بيشتر منعطف به رويکرد منفي صلح است. يعني سازمان هايي که به دنبال مطالعه صلح بين دولت ها هستند، بيشتر رشد کرده اند. در حالي که نگاه مثبت به صلح، به نظر من به اندازه حوزه هاي ديگر حقوق بين الملل، مورد توجه مردم و نهادهاي غيردولتي نبوده اند. به عبارت ديگر مي خواهم اين ادعا را بکنم که فرهنگ مطالعه صلح، از نظر مثبت، در جامعه ما بحث تازهاي محسوب مي شود و کمتر مورد توجه محافل آکادميک، مردم و علماي حقوق و ديگر دانشمندان و انديشمندان قرار گرفته است. شايد از اين منظر، گروه صلح به دنبال توليد ادبيات حقوقي و ادبياتي که بتواند اين مطالعات را در جامعه به همه بشناساند و تبديل به يک خواسته عمومي کند، است. در واقع هدف گروه صلح، همين بوده و به دنبال چنين وضعيتي است.
با توجه به اين که شما رياست گروه صلح «کرسي حقوق بشر، صلح و دموکراسي يونسکو» را در ايران بر عهده داريد، بفرماييد که برنامه ها و فعاليت هاي گروه صلح در چه حوزه هايي است؟
ما در گروه صلح، سه کميته يا زيرگروه ايجاد کرده ايم که هر کدام از اين زيرگروه ها به دنبال تحقق برخي از اهدافي است که به طور بلندمدت تعريف کرده ايم. کميته يا زيرگروه اول، کميته صلح و حقوق بشر است که محوريترين نهاد گروه صلح محسوب مي شود. چرا که همان طور که عرض کردم رويکرد ما بيشتر رويکرد مثبت به صلح است. کميته دوم، کميته صلح و حقوق بشردوستانه است. اين کميته بيشتر ناظر به حقوق بشردوستانه بينالمللي و سهم اين حقوق در کاهش منازعات دروني و بين المللي است. و در نهايت، موضوعي که به نظرم جالب است ولي قبلاً توسط سازمان هاي غيردولتي مورد توجه بوده، صلح و حقوق محيط زيست است. کميته سوم ما، کميته صلح و محيط زيست است. هر کدام از اين سه زيرگروه، برنامه هايي را طراحي و اجرا مي کنند.
آنچه در دستور کار ما در هر سه گروه قرار گرفته است، نظر به فقر ادبيات موجود در حوزه مطالعات صلح، بيشتر توليد ادبيات لازم در اين زمينه است. به همين دليل، تمام تلاش اين سه گروه اين است که حسب تخصص خودشان، اقدام به ترجمه کتاب ها يا انجام پژوهشهايي براي تبيين مفهوم صلح و نقش آن در مديريت تعارض ها در جامعه خودمان و همچنين تعارضهاي موجود بين جامعه ايران با جوامع ديگر است. درست به همين دليل، ما چندين کتاب را در دست تأليف و ترجمه داريم. همچنين سخنراني هايي را به طور دوره اي برگزار مي کنيم و هدف ما بيشتر در اين زمينه، آشنايي و توليد ادبيات صلح در کشور است.
منبع: هفته نامه آسمان/ شماره 97/ شنبه 26 آذر 90/ ص 52
+ نوشته شده در شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۰ ساعت 0:18 توسط عباس شکوهمند
|